آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 270734
تاریخ انتشار : 14 مرداد 1399 10:54
تعداد بازدید : 3039

معیار نامشخص ارزش گذاری شرکت های دانش بنیان برای ورود به بورس

هر چند در نگاه اول عرضه شرکت های استارتاپی در بورس هم برای دولت و دولتمردان و هم برای فعالان این حوزه می تواند خبر خوبی باشد، اما با نگاهی دقیق تر و از درون کسب و کارهای این حوزه شاید این خبر حداقل در حد انتظار خوشایند نبوده و به جای نوید روزهای روشن، آینده ای مبهم و پر از چالش را فراهم آورد.
undefined

 فرشاد وکیل زاده* 
دبیر اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی
به طور طبیعی اگر جزء افرادی باشید که صرفاً اخبار اکوسیستم استارتاپی کشور را دنبال می کنید و به اصطلاح از دور دستی بر آتش دارید یا جزء بخشی از بدنه دولت باشید که این اقدام از دستاوردهای دوران تصدی شما لحاظ شود یا آنکه بصورت مستقیم یا غیر مستقیم از ذینفعان کسب و کارهایی باشید که قصد ورود به بورس را دارند، بی شک خبر ورود چند شرکت استارتاپی به بورس برای شما خبری بسیار خوشایند خواهد بود، به خصوص در دورانی که دولت و حاکمیت قصد دارد آن را تبدیل به دوران طلایی بازار سرمایه کند. 
حال مشکل کجاست؟ برای بررسی دقیق تر این موضوع نیاز داریم که کمی ساختار فعلی اکوسیستم استارتاپی کشور را تشریح کنیم. 
در حال حاضر بیش از 80 درصد کسب و کارهای شناخته شده کشور متعلق به دو جریان سرمایه گذاری هستند که هر دو جریان بخش عمده ای از سرمایه خود را از خارج از کشور جذب کرده اند، حال فارغ از دغدغه های امنیتی برخی از کارشناسان که دغدغه آنها دسترسی به اطلاعات میلیون ها کاربر توسط سرمایه گذاران خارجی آنها است، دغدغه دیگری که در خلال سال های اخیر همواره ذهن فعالان این حوزه را درگیر کرده است، روش های تامین مالی و ارزشگذاری های صورت گرفته روی این کسب و کارها است. 
هر چند طبیعی است که ارزشگذاری کسب و کارهای این حوزه نباید مشابه کسب و کارهای سنتی و صرفاً بر اساس سودآوری فعلی و میزان دارائی های فیزیکی آنها باشد و لازم است که در محاسبه ارزش آنها به متغیرهایی مانند سرعت رشد کسب و کار و تحولاتی که در صنعت ایجاد می کنند (که همگی به نوعی در چشم انداز جریانات مالی و سودآوری آتی آنها تاثیرگذار است) نیز توجه کرد.
اما متاسفانه بخشی از سرمایه گذاران این حوزه با بیان استدلال های فوق، در عمل به صورت تصنعی و صرفا بر اساس هزینه های بالای تبلیغات و بازاریابی نسبت به شبیه سازی این رشدها اقدام کرده و با این روش سعی کردند که ارزش کسب و کارهایی که در آن سرمایه گذاری کردند را به صورت غیرواقعی بالا برند.
متاسفانه یا خوشبختانه در طی دو سال گذشته به دلیل فروکش کردن جو سرمایه گذاری های نامناسب روی کسب و کارهای این حوزه و همزمان خروج برخی از سرمایه گذاران شناخته شده استارتاپی به دلیل فشارهای امنیتی از کشور، هر چند به ظاهر شور و اشتیاق راه اندازی استارتاپ ها تا حدی فروکش کرد.
اما همین امر منجر به آن شد که کسب و کارهای این حوزه بجای تمرکز بر هزینه کرد سرمایه های جذب شده و توجه صرف به تبلیغات، تمرکز خود را بر خلق ایده های جدید و بالا بردن راندمان کسب و کارهای خود معطوف کنند، که این امر به نوبه خود تحولی بسیار مفید و خوشایند در اکوسیستم استارتاپی کشور بود.
حال دولت در آخرین سال زمام داری خود علاوه بر تمایل به رونق دادن به بورس از جنبه های مختلف اقتصادی، تمایل زیادی نیز به عرضه استارتاپ ها در بورس پیدا کرده تا آن را به عنوان یکی از افتخارات خود و در جهت حمایت از جوانان و کسب و کارهای نوآور ثبت نماید.
لیکن فارغ از آنکه ورود برخی از این کسب و کارهای شناخته شده به بورس و تامین مالی مجدد آنها در دورانی که هیچ معیار اقتصادی برای ارزش گذاری کسب و کارها وجود ندارد، صرفاً منجر به تسلط جریانی خاص بر اکوسیستم و حذف اکثریت کسب و کارهای مستقل و از بین رفتن انگیزه های کارآفرینی آنها می شود. 
بی شک اگر به اهمیت این حوزه برای رشد و توسعه کشور به خصوص در نوآوری و تکنولوژی توجه می کردیم و دیدگاهی بلندمدت داشتیم، شاید مغلوب تصمیم های شتابزده و انحرافی نمی شدیم.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :