آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 273391
تاریخ انتشار : 1 آذر 1399 10:47
تعداد بازدید : 1622

بچه رییس ها

چند سالی می شود که در بخش خصوصی شاهد رشد شاخه جدیدی از شرکت ها هستیم که اگرچه در ظاهر، خصوصی محسوب می شوند، اما در عمل به یک مجموعه دولتی یا بانکی متصل هستند.
undefined

علی شمیرانی
 نحوه اتصال و ایجاد شرکت ها هم به این ترتیب است که مثلا بسیاری از بانک ها به اشکال و بهانه های گوناگون، در زیرمجموعه خود شرکت های مختلفی درست می کنند و کار پشتیبانی و انحصار ارایه خدمات را به این شرکت ها می سپارند. از آنجا به بعد هم یا کار به شرکت های خصوصی برون سپاری می شود یا با چندین برابر قیمت انجام می شود.

این که فلسفه ایجاد این حیاط خلوت ها چیست، هم روشن است و هم متنی جداگانه می طلبد. اما در این میان، شکل درآمدزایی این شرکت ها بسیار جالب و در عین حال ساده است. برای مثال برخی از این شرکت ها یک سامانه متصل به بانک را تحویل گرفته اند و به این ترتیب بابت هر تراکنشِ بانکی، درصدی سود می گیرند.

این یعنی تا روزی که بانک مربوطه وجود دارد، قدرالسهم این شرکت ها هم محفوظ است. پس مدل مدیریت این شرکت ها بسیار ساده است و عمدتا جای مدیر عامل، یک درخت هم کاشته شود، هم شرکت کارش را می کند، هم نیازی به پرداخت حقوق های نجومی نیست و هم از تصفیه هوا، سایه و میوه آن درخت می توان استفاده کرد.

خلاصه آنکه شاهد افزایش نسلی از «مدیرانِ الکی» هستیم که از مدیریت، تنها عنوان و حقوقش را دارند و اگر صبح یک شرکت واقعا خصوصی با 2 کارمند تحویل شان دهید، تا عصر باید لاشه شرکت را از ایشان تحویل بگیرید.

(توضیح ضروری: تعدادی از مدیران شرکت های وابسته به بانک ها از جمله مدیران با سابقه ای روشن محسوب می شوند که در دوران کاری خود سامانه های بزرگی را ایجاد و مدیریت کرده و می کنند که در حکم سرمایه ملی هستند. لذا مقصود از این نوشتار، قطعا تمام مدیران عامل شرکت های وابسته به بانک ها نیست و با توضیحاتی که در ادامه می آید، موضوع روشن تر  می شود.)

اما بهانه نگارش متن حاضر و پرداختن به مشخصات مدیران الکی، تحرکات ایشان در روزهای قبل به بهانه یک انتخابات بود. و اما مرور برخی شاخص ها و مشخصات برای شناخت مدیران الکی:

1- شهرت خری: از آنجا که مدیران مذکور زحمتی برای درآمدزایی نمی کشند و شبانه روز پول یامفت، از پروژه ها و قراردادهای رانتی و انحصاری به شرکت سرازیر می شود، از این بابت دغدغه خاصی ندارند. پس یکی از سرگرمی های ایشان، خرید شهرت است. لذا دنبال خرید و اجاره چند نشریه می روند و هر جا را که نگاه می کنید، شاهد انتشار مشتی مزخرف با عکس و نام ایشان هستیم.

2- جایزه خری: یکی دیگر از کارهای ایشان خرید جایزه از مراسم های مختلف است تا کسی شک نکند که از پول شرکت فقط برای شهرت خود بهره می برند. لذا چپ و راست و در قالب اسپانسر شدن، از جاهایی جایزه می گیرند که از قضا در بسیاری موارد، حتی هویتِ خودِ جایزه دهنده هم معلوم نیست.

3- تریبون خری: از دیگر مشخصات برای شناخت مدیران الکی، خرید تریبون برای سخنرانی در تقریبا هر مراسمی است. از سخنرانی در یک اتاق خالی یا مهدکودک گرفته تا انواع همایش ها و نمایشگاه ها.

4- اعتبار خری: روش دیگر این مدیران بیکار و پولدار، خرید اعتبار است. این کار نیز با پرداخت پول در قالب حمایت و اسپانسر و عضویت ایشان در رویدادهایی است که مثلا نیاز به هیات داوران، هیات عملی و از این قبیل عناوینِ فروشی دارند.

5- صندلی خری: شنیده ها حکایت از آن دارد که در برخی تشکل های بخش خصوصی صندلی هایی در قالب عضو هیات رییسه، عضو هیات مدیره و القابی از این دست برای تامین هزینه ها و فروش به مدیرانِ الکی و دوشیدن آنها طراحی شده، که با کمال میل ایشان را در صف خرید می توان یافت.

6- گنده گویی: اما یکی از علایم و شاخص های اصلی در شناخت مدیرانِ الکی، گنده گویی زیاد ایشان در نشریات و تریبون ها و شبکه های اجتماعی است. از آنجا که بر خلاف مدیران واقعی در بخش خصوصی، صابون کارفرمایان دولتی به تن «مدیران الکی» نخورده، از تیر و ترکش بخشنامه ها و مصوبات نهادهای بالادستی در امان هستند، دغدغه حقوق آخر ماه کارکنان را ندارند و از آنجا که گذرشان هیچگاه به مکان هایی نظیر دارایی، بیمه، بانک و دادگاه و سر و کله زدن با ایشان نیفتاده، لذا اصلا در جریان مشکلات صنفی و بخش خصوصی قرار ندارند و از آنجا که فیلم زیاد می بینند، در دنیایی فانتزی و هالیوودی زندگی می کنند.

به همین دلیل به گنده گویی و شعارهای بچه گانه رو می آورند. لذا مثلا کافیست شب در غرب دنیا یک فناوری جدید ظهور کند تا صبح روز بعد شاهد اظهار فضل ایشان در رسانه های اجاره ای باشید. در حوزه مسایل داخلی نیز به علت بی اطلاعی از مشکلات و ساختارها، شعارهای گنده و پوچی می دهند که به قول معروف مرغ سوخاری هم خنده اش می گیرد. خلاصه با سنین کم طوری گنده تر از دهانشان حرف می زنند که افراد کم تجربه تصور می کنند ایشان از بچگی پادوی بیل گیتس و استیو جابز بوده اند یا چند پروژه کلان ملی را مدیریت کرده اند.همچنین از آنجا که این افراد در اتاق های خود بیکار هستند و وقت آزاد زیاد دارند، شبانه روز در شبکه های اجتماعی پرسه می زنند و برای گنده کردن خود، مسوولان و موضوعات گنده را مورد خطاب و عتاب قرار می دهند. گاهی اوقات هم رو به جملات قصار و شعر و شاعری می آورند. خلاصه آنکه هیچ گاه ایشان را در حال مشارکت در مباحث و مشکلات واقعی بخش خصوصی پیدا نمی کنید، چون واقعا نمی دانند این مشکلات چیست.باری! مخلص کلام اینکه از این جنابان در حوزه فاوا زیاد شده اند لذا خطاب به این «بچه رییس ها» و «مدیرانِ گوگولی» باید گفت، اینکه کسی چیزی به شما نمی گوید به معنای آن نیست که چیزی نمی فهمند، چون برخی یا پروژه و کارشان گیر است یا آنکه خود را به خواب زده اند تا در مواقع لزوم امکان دوشیدن شما به بهانه های مختلف را داشته باشند. پس لطفا جوگیر نشوید، ادای مدیریت را همان داخل شرکت هایتان در بیاورید و عادتِ بدِ گنده گویی را هم ترک کنید که عاقبت خوبی ندارد.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :